تبليغاتX
مغزهای کوچک - من و دانشگاه من

مغزهای کوچک

من

دو سال پیش که تازه وارد دانشگاه شده بودم فکر می کردم دانشگاه علامه بهترین دانشگاه است.

اون موقع فکر می کردم که دانشگاه من هم مهمه و هم اسمی از خودش در کرده و هم امکانات آموزشی داره اما حالا می فهمم که چه توهمی زده بودم.

ترم پیش که با دکتر لطیفی برای تنها نشریه دانشگاهی مصاحبه می کردم گفت: برای ترم جدید ما ظرفیت ها را افزایش داده ایم و تعداد دانشجویان بیشتری می توانند به این دانشگاه راه پیدا کنند اما خود دکتر لطیفی نیز کاملا آگاه بود که این فضای کوچک گنجایش سه هزار دانشجو را نداره.

انقدر دانشگاه ما نقص داره که اصلا بهتره در موردش بحثی نشه اما الان فقط می خواهم در خصوص یک مورد صحبت کنم.

نشریه

نشریه ی بابا آدم تنها نشریه رسمی و منظم دانشکده ارتباطات بود که اون هم بسته شد.

این نشریه به همت دوستان من ایجاد شد و بچه ها واقعا برای درست کردن این نشریه تلاش زیادی کرده بودند اما واقعا الان دلم می سوزه که دیگه این نشریه چاپ نمی شه. هر چند که برای تشکیل این نشریه اصلا زحمت نکشیده بودم و تمام زحمات و سختی های  این نشر فقط به گردن سردبیر و دوستانش بود اما نمی دونم چرا احساس می کنم یه جورایی با این نشریه پیوند خورده ام مخصوصا وقتی نشریات بی سرو ته سایر دانشگاه ها رامی بینم.

نشریه ی بابا آدم بر خلاف سایر روزنامه ها که در سه چهار سال اخیر توسط قدرت عظیم دولت بسته شدند توسط خود بجه ها بسته شده بود اون هم در زمان اوج شکوفایی خودش.

یادم میاد که شماره اول این نشریه خیلی ایراد داشت اما در شماره آخر واقعا عالی شده بود.

آخه دانشگاه های دیگه مثل دانشگاه تهران هر ماه ۴  ۵ تا نشریه چاپ می کنه اما دانشکده ما که روزنامه نگاران را اموزش می ده فقط باید یه نشریه داشته باشه که تازه اونم بسته بشه این اصلا انصاف نیست.

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 23:1 توسط مرضیه| |